خرید بک لینک
رگ هایش پاره پاره شده بود و خونریزی شدیدی داشت.وقتی دکتر این مجروح را دید به من گفت بیاورمش داخل اتاق عمل. من آن زمان چادر به سر داشتم. دکتر اشاره کرد که چادرم را در بیاورم تا راحت تر بتوانم مجروح را جابه جا کنم...مجروح که چند دقیقه ای بود به هوش آمده بود به سختی گوشه چادرم را گرفت و بریده بریده و سخت گفت: من دارم می روم تا تو چادرت را در نیاوری.ما برای این چادر داریم می رویم... چادرم در مشتش بود که شهید شد.از آن به بعد در بدترین و سخت ترین شرایط هم چادرم را کنار نگذاشتم...راوی: خانم موسوی یکی

برچسب: نویسنده: آراد یزدانی تاريخ: دوشنبه 5 مرداد 1405 ساعت: 18:00

در بدنسازی‌اش خرک داریم شعری جالب ، تقدیم به دانشجویان عزیز. ... :چیست دانشجو بجز راز بقای تخم مرغ؟در دلش هرگز نگیرد عشق جای تخم مرغحضرت والا جناب شاه سلطان تخم مرغشاه شاهان است و دانشجو گدای تخم مرغ این غذا هر وعده با یک چهره ظاهر می شوداز خورشت زرده تا لازانیای تخم مرغگاه املت می شود گه نیمرو گه آب پزجام صد رنگ است این! جانم فدای تخم مرغقلب دانشجو شبیه آینه ست و توی آنهیچ چیزی نیست غیر از اشتهای تخم مرغما تمام قشر دانشجو شهادت می دهیمما نمی خواهیم چیزی در ازای تخم مرغصادرات تخم مرغ عین فرار مغ

برچسب: نویسنده: آراد یزدانی تاريخ: دوشنبه 5 مرداد 1405 ساعت: 18:00

يك روز كه زن از گفته هاي مرد گو‍ژ پشت كاملا به تنگ آمده بود تصميم گرفت از شر او خلاص شود بنابراين نان او را زهر آلود كرد و آن را با دستهاي لرزان پشت پنجره گذاشت، اما ناگهان به خود گفت: اين چه كاري است كه ميكنم؟ بلافاصله ...آن شب در خانه پير زن به صدا در آمد. وقتي كه زن در را باز كرد ، فرزندش را ديد كه نحيف و خميده با لباسهايي پاره پشت در ايستاده بود او گرسنه، تشنه و خسته بود در حالي كه به مادرش نگاه مي كرد، گفت : مادر اگر اين معجزه نشده بود نمي توانستم خودم را به شما برسانم. در چند فرسنگي اينجا

برچسب: نویسنده: آراد یزدانی تاريخ: دوشنبه 5 مرداد 1405 ساعت: 18:00

پسرک شیر را سرکشیده و آهسته گفت:چقدر باید به شما بپردازم؟دختر جوان گفت:هیچ.مادرمان به ما یاد داده در قبال کار نیکی که برای دیگران انجام می دهیم چیزی دریافت نکنیم. پسرک در مقابل گفت: از صمیم در از شما تشکر می کنمپسرک که هاروراد کلی نام داشت پس از ترک خانه نه تنها از نظر جسمی خود را قوی تر حس می کرد بلکه ایمانش به خداوند و انسان های نیکو کار نیز بیشتر شد.تا پیش از این او آماده شده بود دست از تحصیل بکشد.سالها بعد…زن جوانی به بیماری مهلکی گرفتار شد.پزشکان از درمان وی عاجز شدند.او به شهر بزرگتری انتق

برچسب: نویسنده: آراد یزدانی تاريخ: دوشنبه 5 مرداد 1405 ساعت: 18:00

گاهی آنقدر قرائت ها و استفاده هایمان از این کتاب الهی به مراسم عزاداری و ختم خلاصه شده که خیلی از جوان های امروزی تا وارد یک سایت یا وبلاگ و یا مغازه ای می شوند که صدای قرآن از آنها شنیده می شود و یا صدای هنزفری و یا آهن...این همان قرآنی نیست که هنوز کسی را یارای هماوردی با آن نیست؟ که البته امروز خیلی ها سعی می کنند که نورش را خاموش کنند و آن را تحریف شده بخوانند اما نخواهند نتوانست چرا که این وعده ی خود خداوند است….(dot) متاسفانه مردم فکر می کنند که در روز قیامت فقط باید جوابگوی حق الناس و شکا

برچسب: نویسنده: آراد یزدانی تاريخ: دوشنبه 5 مرداد 1405 ساعت: 18:00

فضای مجازی آداب دارد  لطفا رعایت کنیم ... فعالیت کردن در فضای مجازی و پاک ماندن در آن تقوای دو چندانی میخواهد.یادمان نرود:گاهی به گناه به اندازه یک کلیک فاصله داریم...یادمان نرود:فضای مجازی هم محضر خداست...در روز حساب تمام این سایت ها و وبلاگ ها ،...تمام کلیک ها ....یاهو مسنجر...آدی ها..چت روم ها...به حرف می آیند و گواهی می دهند بر کارهایمان....نکند که شرمنده شویم....امان از لحظه غفلت که خدا شاهد است و بس.....گاهی روی مانیتور کامپیوتر بچسبانیم ورود شیطان ممنوع....

برچسب: نویسنده: آراد یزدانی تاريخ: دوشنبه 5 مرداد 1405 ساعت: 18:00

برای تو مینویسم...️برای تو که حاضر نیستی در این گرمای داغ و طاقت فرسای تابستان چادرت را در ازای لذت خنک شدن معامله کنی و کنار بگذاری...برای تو مینویسم، برای تو که حاضر نیستی چادرت را با لذت ظاهریِ خوش تیپ شدن، با لذت دید...اما من به همتون میگم::هزار آفرین اما هیچ گاه به خودت مغرور نشوووووو

برچسب: نویسنده: آراد یزدانی تاريخ: دوشنبه 5 مرداد 1405 ساعت: 18:00

صفحه بندی